تبليغاتX
آدم های مثلثی

در يك عصر بهارى فرزاد مؤتمن ، دكتر اميرعلى نجوميان و حسن گوهرپور با هم به گفت وگو نشستند. فرزاد مؤتمن در اين گفت وگو جدا از بحث اصلى از دلبستگى اش به سينماى پليسى گفت و از اينكه شايد بدش نمى آمد منتقد سينما شود؛ و امير على نجوميان هم با غورى كه در ادبيات و سينما دارد، از هر دوي اين دلمشغولى ها حرف زد و سرانجام گفت و گو آن چنان شد كه مى خوانيد. مجله "آينه خيال" هر شماره بخشى را با عنوان "گفت وگوى ميان رشته اى" و با هدف يافتن نقطه اشتراك هنرها در خود جاى داده است. در اين شماره هم نشانه شناسى و سينما محور اين گفت و گو قرار گرفته است. مؤتمن: بله، اساساً نشانه شناسي ريشه اش خط و زبان است. در واقع به نوعي زيرشاخه زبان شناسي است. تا اينكه بعد از قرون وسطي، عكاسي و نقاشي توانستند به عنوان فر م هاي هنر هایي كه از نشانه شناسي استفاده مي كنند، خود را تثبيت كنند و اينجا بود كه نشانه شناسي وارد حيطه تصوير هم شد. اما پيش از آن فقط در حوزه كلمه بود. در سينما هم در دوره صامت خيلي از كلمه استفاده مي كردند. دكتر نجوميان: من  پیشزمينه هايی كه از گفت و گوهاي بينارشته  اي مجله شما دارم اين است كه به گونه هاي دو حوزه هنرى يا ادبى را در مقابل هم مي گذاريد و تعامل و گفت و گوي بينارشته ای را مورد توجه قرار از يك منظر گفت وگويي « نشانه شناسي و سينما » مي دهيد. مسئله بينارشت هاي نيست، چرا كه نشانه شناسي روشى نقادانه است؛ روشي كه به سراغ سينما يا هر اثر هنري ديگري مي رود. پس، از اين منظر ما نمي توانيم تلقي بينارشته اي از آن داشته باشيم.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 9:3 | لینک  | 

 بررسی « همخانه » در هفتمین نشست باشگاه سینمایی ایسکانیوز

 مهرداد فرید گفت:در فیلم «از ما بهتران» که به تازگی پروانه ساخت گرفته زندگی یک خبرنگار را به تصویر می کشم ، خبرنگاری که در کارش موفق نیست زیرا گرایشات روشنفکرانه دارد و مطالبی که تهیه می کند مورد توجه مردم قرار نمی گیرد . هفتمین نشست باشگاه سینمایی ایسکانیوز با نمایش فیلم «هم خانه» و با حضور مهرداد فرید کارگردان این فیلم در باشگاه سینمایی ایسکانیوز برگزار شد.

حسن گوهرپور مسوول باشگاه سینمایی ایسکانیوز در ابتدای این نشست درخصوص فیلم «هم خانه» گفت: در کتاب سی و شش وضعیت نمایشی «ژرژ پولتی» ، 36 وضعیت را برای هنرهای نمایشی تعریف می کند و مدلی که مهرداد فرید در فیلم «هم خانه» روایت کرده است یکی از همان 36 مدل است.وی درخصوص نقاط جذاب فیلم «هم خانه» گفت: خط روایت این فیلم برای نسل جوان آشنا بود ، ممکن است فیلم های متعددی ساخته شده باشد که مورد توجه جوانان قرار گرفته اما کمتر به این شیوه خودشان را محل بحث و موضوع قرار داده ایم ، قصه دانشجویی که مشکل خوابگاه دارد و به هیچ وجه نمی تواند این مشکل را حل کند پرداختن به این موضوع مساله ای بود که باعث جذب مخاطب می شد.گوهرپور با بیان اینکه «بایرام فضلی» تصاویر بسیار خوبی در فیلم هم خانه گرفته است با طرح پرسشی در خصوص پلان هایی که از بالا گرفته شده بود از مهرداد فرید خواست که در این باره و لزوم این نوع تصویربرداری توضیح بدهد، مهرداد فرید در پاسخ به این سوال گفت: من اینجا از تعبیر یکی از همکارانم آقای دل پاک که از صدابرداران معروف سینما است استفاده می کنم که ایشان گفته بود من با دیدن این پلان ها احساس می کنم یک نگاه سوم و یک نگاه از بالا به پایین به آدم ها گذاشته شده است حضور یک دانای کل که شاید به عقیده خیلی ها خدا است و ناظری که از بالا بر همه چیز می نگرد احساس می شود من زمان فیلمبرداری چنین تصوری نداشتم ولی تعبیر ایشان برایم جالب بود .

 ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 15:1 | لینک  | 

 در سه گانه ام به نظام پدرسالاری در مازندران پرداخته ام

خسرو معصومی در نشست سینمایی باشگاه فیلم ایسکانیوز گفت :در سه گانه ام ( رسم عاشق کشی ، جایی در دوردست و باد در علفزار می پیچد ) به نظام پدرسالاری در منطقه مازندران پرداخته ام .  پس از نمایش فیلم جایی در دور دست برای برای خبرنگاران خبرگزاری ، حسن گوهرپور مسوول باشگاه سینمایی ضمن اشاره به مشخصه های این فیلم گفت: انتخاب این فیلم ادای دینی بود به این نوع سینما و به عقیده من این نوع فیلم،این نوع روایت و این نوع سینما در عین بکر و ناب بودنش در سینمای ایران بسیار مظلوم است و هر چقدر رسانه ها بابت رسالتی که دارند به این جریان بپردازند،مطمئنا هم مخاطب علاقه بهتری پیدا می کند وهم این نوع سینما به بالندگی بهتری خواهد رسید.در ادامه معصومی ضمن معرفی همراهان خود در مقدمه ای گفت: به نظر من «رسم عاشق کشی» ، «جایی در دور دست» و «باد در علفزار می پیچد» اگر سه شب در سینمایی نمایش داده شوند، بسیار تاثیر گذارتر خواهد بود تا نمایش هر کدام از این ها به تنهایی . زیرا از «رسم عاشق کشی» به «جایی در دور دست» و در نهایت به «باد در علفزار می پیچد »می رسیم.کارگردان « جایی در دور دست » افزود : من به نظام پدرسالاری که در منطقه مازندران حاکم است پرداختم و به نظرم همیشه به خانم هایی که در این روستاها زندگی می کنند اجحاف شده است. دخترهای زیبایی که اگر در شهر بودند شاید توقع خیلی زیادی داشتند، اما در آنجا توقعشان کار است و زندگی کردن و زنده ماندن و این مساله ای بود که مرا اذیت می کرد. وی ادامه داد : مساله بعد، تخریب جنگل هاست؛ آدمهایی سودجو و فرصت طلب ، بخش عظیمی از جنگل ها را به اسم توسعه نابود می کنند.اکوسیستم وقتی به هم می ریزد شیوه زندگی حیوانات هم عوض می شود. من بارها و بارها وقتی به جنگل پناه برده ام احساس می کنم به آرامش می رسم و چون می بینم این آرامش در شرف نابودی است تصمیم گرفتم درباره طبعیت فیلم بسازم . آدم هایی که در کنار طبیعت زندگی می کنند مثل درختانی هستند که ریشه هایشان را قطع می کنند و نابود می شوند و آینده ای ندارند.                                                                                          

              ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 17:0 | لینک  | 

مهرشاد کارخانی کارگردان فیلم « ریسمان باز » در نشست سینمایی باشگاه فیلم ایسکانیوز که روز دوشنبه 4 شهریور ماه برگزار شد ، گفت : شخصا به دنبال یک سینمای جدید اجتماعی هستم که در« ریسمان باز» نسبت به« گناه من»، تا حدودی سعی کرده ام این اتفاق بیفتد. پس از نمایش فیلم «ریسمان باز» برای خبرنگاران خبرگزاری، حسن گوهرپور مسوول باشگاه سینمایی گفت: فیلم روایتی کاملا متفاوت از سینمای ایران بود. به این معنا که قصه و نوع روایت ایجاد کننده فضایی است که در سینمای ما برای کار شدن بر روی آن کمتر ریسک می شود. به این دلیل که فضا متفاوت است و مخاطب چندان مانوس نیست و نمی شناسد .گوهرپور افزود: اما سینمای ایران و هر سینمای دیگر برای ادامه بقا نیازمند فضاهای تازه است و از این بابت باید به کسانی که به این نوع سینما می پردازند، توجه ویژه کرد ؛ به این دلیل که آنها به فکرتکامل سینما هستند و بابت این تکامل هزینه می پردازند .وی خاطر نشان کرد: مهم ایجاد یک حرکت در سینماست ، که کسانی که به این فکر می کنند قطعا موفق و پیروز هم خواهند شد ودر تاریخ سینما قطعا ماندگار خواهند شد .حسن گوهر پور در ادامه ضمن اشاره به شخصیت «عسگر» در فیلم گفت : نکته جالب حضور «عسگر» و نوع بیان او در فیلم بود.این نوع روایت ها پیرو فیلمی که دو، سه هفته پیش در باشگاه سینمایی نمایش دادیم -«مینای شهر خاموش»- به یک سری آدم نیاز دارد که اینها شخصیت های نیمه کمیکی هستند که روایت را پیش می برند . «عسگر» نیز از مشخصه های خوب فیلم بود که مخاطب را نگه می داشت.

        ادامه مطلب

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 16:46 | لینک  | 

امیر شهاب رضویان در نشست باشگاه سینمایی ایسکانیوز گفت: مینای شهر خاموش قصه یک آدم واقعی است .من قصه های واقعی را می گیرم، مقداری تغییر می دهم یا به آن اضافه می کنم و دوباره می سازم.  عصر دوشنبه 15 مردادماه باشگاه سینمایی ایسکانیوز میزبان امیر شهاب رضویان ، سعید رضویان و مریم مسچیان بود .پس از نمایش فیلم «مینای شهر خاموش» برای خبرنگاران خبرگزاری ، حسن گوهرپور دبیر گروه فرهنگی هنری و مسوول باشگاه سینمایی ضمن اشاره به مشخصه های این فیلم گفت : «مینای شهر خاموش» نمونه ی خوبی برای سینمای ملی ست چرا که این فیلم از چند مشخصه بارز اجتماعی و فرهنگی سود می برد .وی ضمن برشمردن این ویژگی ها افزود : نخست این که مساله بازگشت متخصصین به کشور را به شکلی ملموس نشان می دهد به این معنا که «دکتر پارسا» به خاطر وطن و شهرش بم به ایران باز می گردد دوم این که بازگشتن او عمل جراحی را هم به همراه دارد عملی که یک رزمنده جنگ را به بهبودی می رساند . پس ویژگی دیگر توجه به موضوع دفاع مقدس است . ویژگی دیگر نگاه بومی به زندگی و دغدغه های برخی مناطق ایران است . بم این منطقه ای ست که با فرو ریزی نخل هایش خشک می شود و« قناتی » کمک می کند نخل های یک منطقه به آب برسند . ویژگی های بسیار دیگری در این فیلم وجود دارد که آن را به یک اثر ملی تبدیل می کند . پس از صحبت های گوهرپور ، امیر شهاب رضویان کارگردان فیلم در پاسخ به این سوال که چرا نام فیلم از «رنگ های خاطره» به «مینای شهر خاموش» تغییر کرد ، گفت :«رنگ های خاطره» اسم مطلوب من نبود و من اسم هایی را دوست دارم که ترکیبی باشند، ترکیبی که خودم با کلمات فارسی بتوانم بسازم وتا حد امکان با مفهوم فیلم همخوانی داشته باشد. «مینای شهر خاموش» از همین ترکیب های خود ساخته است که با مفهوم فیلم هم همخوانی دارد .

                                      ادامه مطلب

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 14:59 | لینک  | 

 

عبدالحسین مختاباد گفت:موسیقی فاخر وابسته به ساز و یا دستگاه خاصی نیست بلکه المان های خاصی وجود دارد که مشخصه موسیقی فاخر به حساب می آید بنابراین موسیقی ای فاخر است که دارای المان هایی نظیر: کلام درست، تنظیم مناسب و موسیقی هماهنگ باشد. عبدالحسین مختاباد با حضور در باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز"در جمع خبرنگاران فرهنگی هنری این رسانه حضور یافت و در فضایی صمیمی به سوالات آنها پاسخ گفت.  مختاباد پیرامون اصطلاح فاخر که چندیست در هنر ایران در باره هنرهای مختلف به کار می رود و به نوعی از موسیقی هم اطلاق می شود گفت: به طور کلی در فرهنگ موسیقی جهانی، موسیقی فاخر مترادف با ART MUSIC شناخته می شود و مختص به یک ژانر موسیقی خاص نیست. در واقع موسیقی فاخر وابسته به ساز و یا دستگاه خاصی نیست بلکه المان های خاصی وجود دارد که مشخصه موسیقی فاخر به حساب می آید بنابراین موسیقی ای فاخر است که دارای المان هایی نظیر: کلام درست، تنظیم مناسب و موسیقی هماهنگ باشد. اما متاسفانه در کشور ما موسیقی اصیل ایرانی تنها به عنوان موسیقی فاخر شناخته می شود در حالیکه اگر هر یک از ژانرهای مختلف موسیقی دارای آن المان های خاص باشند موسیقی فاخر محسوب می شوند و در واقع موسیقی ایرانی به هیچ وجه نمی تواند نماینده موسیقی کشور باشد. وی ادامه داد:این غلط است که بگوییم موسیقی سنتی موسیقی فاخر است و موسیقی پاپ فاخر نیست بلکه هر دو می تواند با توجه المان های موسیقی فاخر ، فاخر باشد یا بدون توجه به آن فاکتور ها فاخر نباشد پس فاخر بودن موسیقی ارتباطی با ساز و سبک موسیقی ندارددر پاسخ به خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه بخشی از موسیقی ایران در تاریخ خود همراه با فرایندی چون عرفان بوده است و بسیاری از هنرمندان آدابی برای نواختن ساز و خواندن آواز داشته اند آیا این در ادامه همان موسیقی فاخر و تاثیر نوازنده بر موسیقی و تاثیر گذاری آن نیست گفت: بله مثال این مساله این است که از قدیم می گویند " آوازه خوان " نه " آواز"، این نشان از این دارد که خواننده و آداب رفتاری او بسیار مهم بوده است. موسیقی ما همان طور که گفتید از دیرباز با عرفان همپایه بوده، اساسا فرهنگ شرق با عرفان آمیخته بوده و در تمامی هنرها رگه های بسیاری از عرفان را می توان یافت، در مجسمه سازی، قالی بافی و ... یک ارتباط فراطبیعی وجود دارد که همین ارتباط نشان دهنده تلفیق فرهنگ و عرفان شرق است .

                  ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 18:3 | لینک  | 

 

سالار عقیلی گفت:یک بار یک نفر به من پیشنهاد کرد که پاپ بخوانم و گفت: آقای عقیلی پاپ بخوان هیچ کس نمی فهمد و من گفتم کسی که باید بهفمد می فهمد و هر کس که فکر می کند که مردم نمی فهمند احتمالا خودش دچار کوته فکری ا ست عقیلی هنرستان موسیقی را دریچه ای امیدبخش در زندگی هنری اش دانست و گفت: من از سال 72 وارد هنرستان موسیقی شدم و موسیقی دغدغه زندگی من شد. اساتیدم در هنرستان موسیقی ذهنیتی به من دادند که دنبال آواز بروم و شاید کسانی که در راه موسیقی به تنهایی قدم بردارند به تفکری که هنرستان و دانشگاه به هنرمند می دهند،دست نیابند به همین دلیل اساتید هنرستان موسیقی کمک بسزایی به من کردند.خواننده ارکستر ملی افزود:من تا سال 71 با موسیقی سنتی آشنایی نداشتم و 16 سال پیش شروع کردم و تازه متوجه شدم موسیقی اصیل ایرانی چیست . از آنجایی که موسیقی اصیل درمقایسه با موسیقی پاپ بین مردم از استقبال کمتری برخوردار است و شاید 80 درصد مردم دنیا علاقه خاصی به موسیقی پاپ دارند و فقط 20 درصد مخاطب موسیقی سنتی هستند من هم شناختی از موسیقی اصیل ایرانی نداشتم اما هنرستان دریچه ای زیبا به سوی من باز کرد و من با آواز آشنا شدم تا اینکه سال 76 دیپلم موسیقی را از "سوره" گرفتم و فارغ التحصیل شدم و بعد با استاد "صدیق تعریف" که حق بسیاری بر گردن من دارند، ردیف ها را تمام کردم و بعد از آن وارد دانشکده تئاتر شدم.

   ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 14:10 | لینک  | 

 

تنها راه تعالی فرهنگ نزدیکی بیشتر هنرمندان است

 

محمد رضا شجریان درخصوص برگزاری دومین نشست سالانه اهل ادب، اندیشه و هنر به خبرنگار ایسکانیوز گفت: تنها راهی که می تواند به تعالی فرهنگ مردم کمک و هنرمندان را با یکدیگر بیشتر آشنا کند برگزاری این چنین جلساتی است.

 استاد محمدرضا شجریان گفت: این نشست ها بسیار موثر است و در واقع چاره ای جز این کار نیست، یعنی بهترین راه برای تاثیرگذاری هنرهای مختلف بر افراد همین جلسات است . هنرجویان و دانشجویانی که روی هنرهای خاص کار می کنند در چنین نشست هایی با اساتید آشنا می شوند و از تجربه این افراد استفاده مفید می برند. وی ادامه داد: اهالی فرهنگ ، هنر و ادب سالیان دراز از یکدیگر دور بودند . در طول یک سال اخیر که این جلسات تشکیل شده این اهالی نوانسته اند کنار یکدیگر قرار بگیرند و با هم آشنا شوند ماحصل این جلسات این می شود که حتی اگر یک کلمه هم از یکدیگر یاد بگیریم به درد جامعه خواهد خورد.یکی از اهداف فرهنگستان هنر این است که بتوانیم این موضوع را گسترش دهیم و بین اهل اندیشه، هنر و ادب و مردمی که علاقه مند به این هنرها هستند رابطه متقابل ایجاد کنیم.

استاد شجریان در پاسخ به این سوال که این نزدیکی هنرمندان در یک سال اخیر چقدر مصداق عینی پیدا کرده است گفت: این حرکت تازه شروع شده و انشاء الله در آینده نتایج بهتری خواهد داد. هر هنرمندی اگر صرفا به حرفه هنری خود بپردازد، از دیگران دور می افتد و بهتر این است که هنرمند در حین اینکه هنرش را دنبال می کند با هنرها و دانش های دیگر و به ویِژه با آداب و رسوم و فرهنگ جغرافیای خودش آشنا شود و بداند کاری که انجام می دهد برای چه کسی ارایه می دهد در چه جامعه ای می خواهد ارایه دهد و برای چه ارایه می دهد.

                                                                          ادامه مطلب

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 16:33 | لینک  | 

داریوش پیرنیاکان گفت : به غلط در میان ما ایرانیان جا افتاده که اگر موسیقی مان ارکسترال شود ، می توانیم آن را به جهانیان معرفی کنیم در صورتی که این فکر بسیار اشتباهی است مثل این است که بخواهیم برای معرفی غزل به دنیا آن را به زبان انگلیسی بسراییم ، این امکان پذیر نیست ، به اعتقاد من راه درست را هندی ها انتخاب کردند ، موسیقی هندی ها از طریق تکنوازی در تمام دنیا شناخته شده است، آیا هندی ها آهنگساز برجسته ندارند؟ پاسخ این است که به طور قطع دارند اما به درستی دریافته اند که راه رسیدن به جهانی شدن موسیقی شان در تک نوازی ست . علی اکبر خان و پسرش ، راوی شانکا ، سلطان خان ، امجد خان و.. از نمونه های این تک نواز ها هستند . از برآیند این اتفاقات می تواند بازگو کننده این مساله باشد ماهیت و غایت موسیقی ایرانی هم بر اساس تکنوازی و بداهه نوازی است. این عضو هیئت مدیره خانه موسیقی با بیان اینکه جایگاه موسیقی در کتاب و دانشگاه بسیار خوب است خاطرنشان کرد: در حال حاضر تدریس موسیقی در دانشگاه و معرفی آن در کتاب ها بسیار خوب است اما متاسفانه رسانه ملی برخورد درستی با موسیقی ما ندارد ، من همیشه منتقد رسانه ملی بوده و مسوولین امر هم همیشه از من شاکی بودند ، اما من به حق می گویم که رسانه ملی لطمه بزرگی به موسیقی ما زده است ، بعضی ها فکر می کنند من با موسیقی پاپ مخالفم ، اما اصلا اینطور نیست ، من می گویم موسیقی پاپ را هم می بایست درست به مردم عرضه کنیم .

ادامه مطلب

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 16:1 | لینک  | 

افسانه، يكى از دستاوردهاى ماندگار ادب شفاهى است كه تصوير روزگارانى مه آلود، در تاريخ را براى ما شفاف مى كند، روزگارانى كه انسان تهى از نوشتارهاى معمولى اين زمانى، حاصل تجربياتش را با زبان وسينه به سينه منتقل كرده است. اصطلاح افسانه اما، در ادب شفاهى با نام هاى ديگرى چون حكايت، روايت، نقل، قصه، سرگذشت و ... آمده است اما با مشترك بودن مشخصه هاى اين آثار درمى يابيم كه همه يك اتفاقند در چند نام. در برهان قاطع پيرامون معناى افسانه آمده است: «افسانه سرگذشت و حكايت گذشتگان باشد، مشهور و شهرت يافته را نيز گويند در فرهنگ آندراج، عميد و رشيدى نيز به معانى مشابه اشاره شده است. در فرهنگ نفيسى نيز در اين معنى آمده است: «افسانه: سحر، جادو، سخن ناراست، دروغ، قصه، داستان و ... نوعى سرگذشت است كه از روى حقيقت نباشد. شايد در اين جا نقاط مشتركى ميان مفهوم افسانه و اسطوره پيش آيد. در واقع اساطير از همان سرچشمه اى زاده مى شوند كه افسانه ها. روتون در كتاب «اسوره» اش مى نويسد: «ظاهراً (اسطوره) در برابر عقل تقريباً با موفقيت مقاومت مى كند. اين هزارتوى عميق نمى تواند فاقد طرح و نقشه اى باشد، چون اسطوره چيزى نيست مگر دانش يا تاريخ ابتدايى يا تجسم تخيلات ناخودآگاه يا هر راه حل ديگرى كه فعلاً مطلوب باشد» و افسانه هم در برخورد اوليه منطق گريز است و البته اين مشخصه را در اكثر مواقع حفظ مى كند. روايت از قصه هاى اجتماعى، عبرت انگيز، عاشقانه، هجو آميز و ... «پيرنگ»هاى اصلى افسانه ها هستند كه همين مشخصه ها موجب مى شود ريشه هاى افسانه و اسطوره به هم نزديك و حتى در بدنه و پيكره نيز با هم پيوند داشته باشند.

                                  ادامه مطلب

نوشته شده توسط حسن گوهرپور در ساعت 14:9 | لینک  |